مقالا ت رشد فردی, مقالات

چرا نمی توانیم نه بگوییم؟

سلام به شما دوستان عزیز؛ امیدوارم حالتان خوب باشه و همیشه در حال رشد مثبت باشید.  خیلی از ما انسان ها مهارت نه گفتن را نداریم و در برابر خواسته های دیگران نمی توانیم هوشمندانه نه بگوییم. منظور از نه گفتن هوشمندانه این است که طوری نه بگوییم که طرف مقابلمان از ما ناراحت نشود. در این مقاله قصد داریم در مورد چرا نمی توانیم نه بگوییم؟ صحبت کنیم. با ما همراه باشید.

عادت شاد کردن آدم ها

نه گفتن به دیگران یکی از مهمترین مهارت هایی است که می توانید در خود پرورش دهید. شما را رها می کند تا علایق شخصی و حرفه ای تان را دنبال کنید و سرانجام بهره وریتان را شکوفا می کند ، روابط تان را بهبود می بخشید و شما را مملوء از آرامشی می کند که ممکن اس در همین لحظه برایتان عجیب و نا آشنا باشد.

توانایی نه گفتن دست خود شماست. اما پرورش این مهارت غالبا دشوار است. این کار برای بسیاری از ما نیاز به سال ها تمرین دارد تا مخالفت کنیم. برای برخی دیگر یک عمر طول می کشد تا بتوانیم به والدین، آموزگاران، روسا، همکاران و سایر اعضای خانواده مان نه بگوییم.

اهمیت اولویت بندی نیازها

هیچ کس این کار را برای ما انجام نمی دهد. علاوه بر این ما باید به نیازهای خودمان قبل از نیازهای دیگران توجه کنیم. ممکن است این موضوع موجب ناراحتی تان شود . بخصوص اگر مدام در تلاش باشید که مورد علاقه دیگرا باشید. اما اگر اجازه ندهید نیازهایتان برطرف نشود و در عین حال مدام به دیگران خدمت کنید. راه را به سوی انزجار و نفرت می گشایید. اگر در این کار هم مصر باشید حتی ممکن است دچار بیماری شوید.

هنگامی که به شما می گویم نیازهایتان را به نیازهای دیگران ارجح بدانید؛  منظورم این نیست که نیازهای دیگران را نادیده بیرید . به هیچ وجه! شما همچنان می توانید برای دوستان، اعضای خانواده، همکاران و افراد غریبه کاری کنید و هرگاه نیاز دارند کمکشان کنید . مهم این است که در این روند از اولویت هایتان دست نکشید. علاوه بر این اگر ابتدا به خودتان توجه نکنید ، در بلند مدت هیچ فایده ای برای دیگران نخواهید داشت.

هنگامی که نیازهای خودتان را در اولویت قرار می دهید، برخی ها می کوشند تا شما را واردار کنند به کار آن ها بپردازید .آن ها حاضر نیستند جواب نه بشنوند. شما باید در این موارد جسور باشید.

روانشناسی جسارت

بسیاری از آدم ها فکر می کنند جسارت خصیصه ای است که با آن به دنیا می آییم. اما اشتباه است. جسارت اکتسابی است. در این کتاب در می یابیم که جسارت مهارتی آموختنی است.

جسور بودن یعنی داشتن اعتماد به نفسی که با آن می توانیم نیازها و خواسته هایمان را ابراز کنیم و به دنبال اهداف مان باشیم. حتی اگر در شرایط مخالفی قرار داشته باشیم. جسور بودن یعنی به دیگران بگویید موضع تان چیست و این که جایی برای سردرگمی وجود ندارد.

جسارت یعنی ابراز دیدگاه و نظرات و عدم وجود این احساس که نیاز به تایید  تصدیق دیگران دارید.

هنگامی که می آموزید که جسورتر باشید، طرز فکرتان تغییر می کند. تمایل بیشتری پیدا می کنید تا عقایدتان را با دیگران سهمیم باشید. مشتاق تر می شوید تا چیزهایی را که نیاز دارید از دیگران بخواهید. برای اینکه عقایدتان را ابراز کنید، دودلی کمتری را به خرج می دهید و آماده تر خواهید شد تا از جانب کسانی که قادر نیستند یا نمی خواهند حرفشان را بزنند، سخن بگویید.

جسارت در مقابل خشونت

جسارت: سالم قابل اعتماد است همانطور که در بخش قبل بیان کردیم جسارت یعنی اینکه موقعیت تان را با اعتماد به نفس ابراز کنید.

خشونت: خصم آمیز است. فرد خشن به گونه ای بی ادبانه تحقی آمیز و حتی تهدید آمیز رفتار می کند.

  • ابراز مخالفت:

جسارت: ابتدا به حرف های طرف مقابل گوش می دهیم و پس از اینکه سخنانش تمام شد عقیده مخالف مان را ابراز می کنیم.

خشونت: حرف طرف مقابل را قطع می کنیم و برخلافش حرف می زنیم.

  • ابراز عقاید در جمع:

جسارت: در مباحثه گروهی شرکت می کنیم . به دیگران اجازه می دهیم عقایدشان را ابراز کنند و ما هم با احترام عقایدمان را در موردشان می گوییم.

خشونت: می کوشیم تا بحث گروهی را تحت سلطه خود درآوریم. برخلاف دیگران حرف می زنیم و بدون توجه به احساساتشان، عقایدشان را سرکوب می کنیم.

  • نه گفتن هنگامی که کسی از شما کمک می خواهد

جسارت: خیلی صادقانه درخواستش را رد می کنیم و فرد دیگری را معرفی می کنیم که ممکن است بتواند به او کمک کند.

خشونت: به او می پریم و می گوییم: نه و او را به خاطر تقاضایش رها یا تحقیر می کنیم.

اغلب اوقات خشونت یک عکس العمل ناگهانی است. فرد عصبانی به گونه ای خصم آمیز یا بدون ملاحظه رفتار می کند و اغلب اوقات، بعد ها از این کار خود پشیمان می شود.

برعکس جسارت با برنامه ریزی، اندیشه و ملاحظه انجام می شود. فرد جسور موقعیت خود را با شفافیت ابراز می کند و در عین حال احساسات طرف مقابل را در نظر می گیرد.

چرا با نه گفتن مبارزه می کنیم

بیشتر ما با این باور بزرگ شده یم که نه گفتن عملی بی ادبانه و خودخواهانه است. این باور به یکی از قسمت های مهم سیستم ارزشی مان تبدیل شده است. به همین دلیل دوران طفولیت و بیشتر دوران بزرگسالی مان را کوشیده ایم تا به گونه ای زندگی کنیم که تصویر آبرومندتر و قابل احترام تر از ما بسازد.

 

چرا نمی توانیم نه بگوییم؟

ما نمی خواهیم دیگران را برنجانیم

ممکن است مواقعی را که همین اتفاق برای خودمان رخ داده است، به یاد بیاورید. شخصی از شما می خواهد زمان، توجه یا پولتان را در اختیارش قرار دهید و شما هم در کمال احترام تقاضایش را رد می کنید. عکس العمل طرف مقابل آنی است و بلافاصله در چهره اش نمایان می شود. ابروان گره خورده، اخم روی پیشانی و لب های در هم رفته اش نشان دهنده این است که ناراحت و عصبانی است.

مادامی که نسبت به طرف مقابل احترام قائلیم با نه گفتن مسئول بروز هیچ رنجشی نیستیم. این یک احساس رها کننده می باشد.

ما نمی خواهیم دیگران را ناراحت کنیم

وقتی به دیگران نه می گویید مسئول ناراحتی شان نیستید. برای اینکه این موضوع را به خوبی درک کنید، دانستن این مطلب که ناراحتی چگونه به وجود می آید بسیار مهم و ضروری است.

ناراحتی ناشی از انتظارات برآورده نشده است. مواقعی از زندگیتان را به یاد بیاورید که این احساس را تجربه کرده باشید. بدون تردید علت آن چیزی بوده که با نتیجه فرضی تان تناقض داشته است.

ما نمی خواهیم خودخواه جلوه دهیم

توجه به خود، خودخواهی نیست. این کار ضروری است. مشکل اینجاست که اگر به دیگران مداوم پاسخ مثبت دهید و اولویت های آن ها را به اولویت های خود ترجیح دهید، زمان و انرژی لازم را برای توجه به خود نخواهید داشت و به تدریج تند خو، بدبین و بیچاره خواهید شد.

باز هم می گویم که این شیوه زندگی بسیار وحشتناک است.

آیا اگر نه بگویید برخی شما را خودخواه می دانند؟ البته! شما نمی توانید هیچ کنترلی روی این موضوع داشته باشید و ارزشی ندارد چون شما مسئول این احساس آن ها نیستید.

بالاترین مسئولیتی که باید به آن توجه کنید این است که قبل از خدمت به دیگران به خودتان توجه کنید. اغلب اوقات این کار یعنی اینکه به درخواست ها و دعوت هایشان نه بگویید. علاوه بر این اگر تمام زمان انرژی و توجه تان را صرف دیگران کنید، دیگر فرصتی برایتان باقی نمی ماند تا صرف خودتان کنید و با این کار نمی توانید زندگی شادمانه ای داشته باشید.

 

چرا نمی توانیم نه بگوییم؟

ما دوست داریم به دیگران کمک کنیم

بدون تردید کمک به دیگران قابل احترام است. اما منابع شما نامحدود هستند. زمان، پول و توجه زیادی در دسترس شماست. اما اینکه چگونه محتاطانه از این منابع استفاده کنید بسیار اهمیت دارد.

همواره کسی وجود دارد که بتواند از توجه شما بهره مند شود. همیشه آدم هایی هستند که حاضرند با شادمانی بپذیرند که کمکشان کنید. اما به خاطر بسپارید که شما مسئول حل مشکلات دیگران نیستید. شما مسئول خودتان و افرادی هستید که به شما وابسته اند ( مثل خانواده تان).

بهترین راه به کمک به دیگران در بلند مدت این است که مطمئن شوید ابتدا نیازهای خودتان برآورده می شود. به عبارتی دیگر مطمئن شوید توجه به خود در اولویت توجه به دیگران قرار دارد.

ما با اعتماد به نفس پایین در کشمکش هستیم

هنگامی که اعتماد به نفس پایینی داریم، به اشتباه فکر می کنیم که وقت و زمان مان کمتر از وقت و زمان دیگران اهمیت دارد. به اشتباه باور داریم که اهداف و علایق ما نسبت به اهداف و علایق دیگران در درجه دوم اهمیت قرار دارد. حس می کنیم ارزشی که برای جهان قایل هستیم کتر از ارزشی است که دیگران برای جهان پیرامون قایل هستند.

هدف از هنر نه گفتن این نیست که مسائل احساسی را مشخص کند یا آن ها را از میان بردارد. هدف این است که به شما کمک می کند که جسورتر باشید و بر وسوسه پاسخ مثبت دادن به درخواست ها و دعوت های دیگران برای شاد کردن شان غلبه کنید. در طول این راه متوجه خواهید شد که نه گفتنی که با هدف و متانت باشد به شما اعتماد به نفس می دهد تا به گونه ای پیش روید که با عقایدتان سازگار است.

ما می خواهیم که دیگران دوستمان داشته باشند

دوست داشته شدن آرزوی هر انسانی است. ما دوست داریم که دیگران به سمت مان کشیده شوند. به ما اعتماد کنند و وقتی اوقاتشان را با ما می گذرانند، احساس بهتری داشته باشند.

این تمایل در روح و روان مان جریان دارد. به این ترتیب است که با دیگران ارتباط برقرار می کنیم. ما می کوشیم که با دیگران ارتباط برقرار کنیم و همدردی کنیم تا مورد پذیرش آن ها قرار گیریم. پس جای تعجب ندارد که اغلب اوقات وقتی باید نه بگوییم، پاسخ مثبت می دهیم. این کار واکنش غریزی است که ناشی از تمایل ما برای پذیرش  تایید دیگران است.

ما می خواهیم ارزشمند جلوه کنیم

همه ما دوست داریم که مورد تحسین دیگران قرار بگیریم. احساس مهم بودن را دوست داریم. موجب می شود حتی برای مدت کوتاهی هم که شده در نظر دیگران قدر و مقام بالاتری پیدا کنیم. مشکل اینجاست: این احساس می تواند سرمست کننده باشد و ما را تشویق کند که مدام به دنبال فرصت هایی باشیم تا ارزشمند بودمان را به اثبات برسانیم و این نظریه را که ارزشمندیم، تقویت کند. این تمایل ما را تحریک می کند به درخواست هایی که باید نه بگوییم، پاسخ مثبت بدهیم.

امیدوارم مقاله چرا نمی توانیم نه بگوییم؟ برای شما عزیزان مفید و کاربردی بوده باشه. خوشحال خواهیم شد نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.

 

 

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *